بازم یه سال گذشت و این وبلاگ همچنان دست و پا زنان نه اون زنان منظورم خانم ها نیست - آقاهارم نمیگم همون فعل زدن که با دو دست میشه زنان به بقای خودش ادامه میده و بعد از گذشت قرنی یه مطلب نه آن چنان مطلوب مینویسه و به قول بابام که الان دیگه ضرب المثلاشم یادش نیست یا علی از تو مدد که به زبان آذری یا همون ترکی میشه یا سالانمدد!!! مینویسه و میره تا یکی از اون هشتا چکه برگشتی روزانشو که به حول و قوه الهی برگشت میخوره رو پاس کنه تا سال از سال بگذره و ما همانی هستیم که بودیم!
در این سالگرد که سال از سال گذشت و بابا به سلامتی و سالمی گم گشت و با سر و کله شکسته پیدا شد ما را ماچ هایی کرد به تعداد انگشتان دو دست و آبدار که فراموش کردم دندان دردی را که نیمه شب یقه را آن چنان چسبید که با ژلوفن و بروفن و لیدوکایین 150 درصد هم دست از گریبانم بر نمیداشت.
این سالگرد مصادف شد با سفر ریس جمهور به فرنگستان تا دهان کج کند بر مردمانش که تنبان بر تن ندارند و به دنبال خدایی میگردند که آنان را به جایی ببرد که در آنجا تنبان از جنس d&g در آن یافت شود.